ميرزا مهدى نواب طهرانى
4
دستور الأعقاب ( فارسى )
داشت و به قرارى كه در دستور الاعقاب نوشته در سال 1260 ق / 1844 م هنگام نگارش اين اثر شخصى پنجاه ساله بوده ، بنابراين مىتوان گفت كه او قطعا در سال 1210 ق / 1795 م زاده شده است . از نوشتهها و اشارههاى گهگاه او برمىآيد كه در دوران جوانى به خوبى تحصيل دانش نموده و بر ادبيات فارسى و عربى و تاريخ وقوف كامل پيدا كرده است . اما با اين همه پس از رسيدن به سن كمال شغل صرّافى و تجارت اختيار كرد و چون با دستگاه ديوان ارتباطهايى داشت از همين راه با حاجى ميرزا آقاسى مرتبط شد . بدينسان در آغاز ، نواب با صدر اعظم مقتدر محمد شاه روابطى حسنه داشت و از او بود كه لقب « نواب دار الخلافه » دريافت داشت . اما روابط مطلوب دوران كوتاهى داشت . در باب اختلاف نگارندهء دستور الاعقاب با حاجى ميرزا آقاسى ، فرزند مؤلف يعنى آقا محمد ابراهيم بدايع نگار گويد كه درگيرى بر سر مزرعه « كبوتر خان » از بلوك غار كه وقفى بود روى داد . اين مزرعه در اجاره ميرزا مهدى بود و قسمت بيشتر اعيانى آن را وى ايجاد كرد . اما در اين مناقشه چنان كه انتظار مىرفت حاجى پيروز شد و ملك را به تصرف خود درآورد . هم آقا محمد ابراهيم بدايعنگار در رسالهاى كه در شرح حال خود نگاشته آورده است كه ميرزا مهدى پس از درگيرى با صدر اعظم و از دست دادن مزرعهاش ديگر نتوانست در طهران بماند . پس بقيه اموال خود را به اختيار حسين خان نظام الدوله داد و همراه او رهسپار شيراز شد . چون محمد شاه درگذشت و حاج ميرزا آقاسى مطرود و از صدارت بر كنار شد ، نواب در اوائل دورهء ناصر الدين شاه به تهران بازگشت . اما با اميركبير هم ميانهاى نداشت . سبب آن بود كه در عصر